عباس عبدی : پس از اعلان طرح اقتصادی دولت، از همه افراد خواسته شد که با آن کارشناسانه برخورد کرده و از سیاسی نمودن آن خودداری کنند، که درخواست به جایی است. اما در این میان این سؤال مطرح است که اگر دولت میخواست دیگران درباره آن اظهارنظر کارشناسی کنند، به جای ارائه طرحی کلی و فاقد وضوح؛ لازم بود که طرح را به صورت مکتوب و دقیق در اختیار افکار عمومی قرار میدادند و در این حالت طبیعی بود که انتظار میداشتند؛ دیگران هم از منظر علمی و نه سیاسی آنرا نقد کنند.
پس از اعلان طرح اقتصادی دولت، از همه افراد خواسته شد که با آن کارشناسانه برخورد کرده و از سیاسی نمودن آن خودداری کنند، که درخواست به جایی است. اما در این میان این سؤال مطرح است که اگر دولت میخواست دیگران درباره آن اظهارنظر کارشناسی کنند، به جای ارائه طرحی کلی و فاقد وضوح؛ لازم بود که طرح را به صورت مکتوب و دقیق در اختیار افکار عمومی قرار میدادند و در این حالت طبیعی بود که انتظار میداشتند؛ دیگران هم از منظر علمی و نه سیاسی آنرا نقد کنند.
به جز این نقیصه روشن، مشاهده میشود که دولت پیش و بیش از دیگران در حال برخورد سیاسی با مسأله است. نمونه ملموس آن اعلان این مطلب است که اواسط مرداد ماه، خانوادهها برای پر کردن فرمهای مربوطه (حتماً برای اخذ نقدی یارانهها!!) به مساجد و مدارس مراجعه کنند. در حالی که هنوز نه چیزی به بار است و نه به دار، توزیع فرم چه معنایی دارد؟ آیا میخواهند مردم را در صفهای طولانی وادار به ثبتنام کنند و حیثیت و حرمت انسانی جامعه را لکهدار نموده تا برای اخذ پول به دولت مراجعه کنند و بعد هم مثل قضیه پر کردن وامهای 10 میلیون تومانی مسکن که به کمتر از یک درصد داده شد، آنان را سنگ روی بخ کرده و سر کار بگذارند؟ بخشی از جامعه را هم برای این کار مجبور به دروغنویسی کنند و بالاخره اوضاع فرهنگی منحط را بیش از پیش خراب کنند؟ مگر صرف ارائه طرح از سوی دولت به منزله اجرای آن است؟ به ویژه طرحی که به نام حراجی اقتصادی مطرح شده است را آیا میتوان به صرف اراده دولت عملی و اجرایی کرد؟ اجرای چنین طرحی مستلزم آن است که جزئیات آن به طور دقیق مطرح شود و از آن مهمتر این که با جزئیات کامل به صورت قانون درآید و پرداختن و نپرداختن آن به اراده دولت وابسته نباشد. اگر مجریان دولتی تصور میکنند که پول بسیار بسیار عظیمی که از بودجه دولت هم بیشتر است را در اختیار بگیرند و به هرکس خواستند بدهند یا ندهند و طبعاً بخش مهمی از آن هم در جاهایی خرج خواهد شد که از الآن میتوان حدس زد چگونه جاهایی است، در این صورت باید بدانند که اوضاع اقتصادی را از وضعیت کنونی بهتر نمیکنند که هیچ، بدتر هم میکنند.
همین نحوه برخورد با چنین طرحی است که شک و شبه ناظران را نسبت به انگیزههای سیاسی و حتی اقتصادی پیشنهاددهنگان زیادتر میکند و در نتیجه زحمت نقد علمی و اقتصادی طرح را به خود نمیدهند. ایدهای که تا این حد مهم و دارای ابعاد وسیع است، در عمل چنان سطحی مطرح میشود که حتی کار کارشناسی ارایه شده آن از تصویب یک طرح صنعتی کوچک هم کمتر است، در این صورت چگونه میتواند سیاسی و با انگیزههای رأی آوردن و یا تحریف اذهان جامعه از مشکلات جاری به سوی امور دیگر نباشد.
وقتی که در جامعه ما طرحهای اقتصادی حتی در این ابعاد، کاملاً شفاهی و غیرمکتوب بیان و ارایه میشود، طبعاً نمیتوان نتیجه گرفت که بررسی کارشناسی حتی در حداقل ممکن هم روی آن صورت گرفته است. متأسفانه انفعال مجلس در برابر دولت هم که در جریان تصویب لایحه اخیر 4500 میلیارد تومان برداشت از حساب ذخیره ارزی دیده شد، این نگرانی را ایجاد میکند که در برابر این طرح هم دست بسته عمل کنند و کار را به قضا و قدر بسپارند. البته که بنیه کارشناسی مجلس موجود هم چیزی بیش از دولت نیست. اما حتی اگر کوشش شود وجوه مختلف طرح شفافتر شده و به صورت قانون درآید، باز هم جای امیدواری است. گو این که اگر قانون هم شود، با وضعیت موجود در نهادهای نظارتی، تخلف از قانون امری رایج و سهل خواهد بود.
برای آن که شائبه سیاسی ایجاد نشود، لازم است که اگر اجرای این طرح به تصویب رسید و قانون شد، پرداخت مبالغ آن به مردم در دست دولت نباشد، بلکه مستقیماً از خلال گروهی غیردولتی (که هیچ کار دیگری جز این کار ندارد) صورت گیرد و پول مذکور هم مطلقاً وارد بودجه دولت نشود که در غیر این صورت اوضاع بسیار سیاهتر از آنی خواهد شود که تصورش را میکنیم.
علیرغم تمام این نکات امید داریم که دولت به جای توضیحات شفاهی و دیدار با اقتصاددانان و... و بیان مطالب کلی و غیرمکتوب، کوشش خود را صرف ارایه طرح خود با تمام جزئیات لازم و به صورت مکتوب کند تا همه کسانی که علاقهمند به اظهارنظر و نقد طرح هستند و نیز جامعهای که میخواهد هزینههای این طرح را بپردازد یا از منافع آن بهرهمند شود، درک روشنی از آنچه که در ذهنیت ارایهکنندگان طرح است، پیدا کند.






