سه شنبه 18 تیر ماه سال 1387 ساعت 11:15 PM
بنیاد باران : رئیسجمهور سابق کشورمان در دیدار با جمعی از دانشجویان دانشکدههای حقوق و علوم سیاسی و اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی گفت: اسلامی که بنده میخواهم، اسلام پیشرفت، توسعه، آزادی و امنیت مردم است. اگر ما در این راستا کار کنیم و بتوانیم جایگاه مردم را مشخص نماییم و از حقوق آنها دفاع کنیم، باید کار کنیم، ولی اگراصلاح طلبان ببینند که نمیتوانند از این حقوق و جهات دفاع کنند، به چه دلیل وارد صحنه میشوند؟
رئیسجمهور سابق کشورمان در دیدار با جمعی از دانشجویان دانشکدههای حقوق و علوم سیاسی و اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی گفت: اسلامی که بنده میخواهم، اسلام پیشرفت، توسعه، آزادی و امنیت مردم است. اگر ما در این راستا کار کنیم و بتوانیم جایگاه مردم را مشخص نماییم و از حقوق آنها دفاع کنیم، باید کار کنیم، ولی اگراصلاح طلبان ببینند که نمیتوانند از این حقوق و جهات دفاع کنند، به چه دلیل وارد صحنه میشوند؟
به گزارش روابط عمومی بنیاد باران، حجت الاسلام والمسلمین سیدمحمد خاتمی در این دیدار در پاسخ به پرسش دانشجویی درباره نظام برنامهریزی و اقتصاد کشور اظهار داشت: در مورد اینکه گفته شده که ما مجبور شدهایم، برای رسیدن به اهداف، سیاستها را تغییر دهند، باید ببینیم که با این تغییر سیاستها، چقدر به اهداف موردنظر نزدیک یا به چه میزان از آنها دور شدیم.
رئیس بنیاد باران تأکید کرد: به نظر میرسد رسیدن به اهداف برنامههای سند چشم انداز بیست ساله کشور، دور از دسترس است و گمان میکنم با شرایط کنونی به آن نخواهیم رسید. آیا نباید فکری کنیم که از آنچه امروز هستیم، به شدت عقب نیفتیم؟ با روندی که هم اکنون داریم، رسیدن به اهدافی که داشتیم، مانند رشد بالای 8 درصد و این که در سال 1404 بزرگترین قدرت علمی، فنی و اقتصادی منطقه باشیم، دور از تصور است و نمیگویم این روند با سوءنیت بوده و ممکن است با حسن نیت و به قصد خدمت بوده باشد، ولی حاصل کار مطلوب نیست؛ من معتقدم که این تغییر سیاستها و روشها، ما را از آن اهداف دور کرده است.
سید محمد خاتمی در پاسخ به این پرسش که جهتگیری اقتصادی دولت وی چه بوده است، گفت: من گمان میکنم، در عین حال که با احتیاط می خواستیم کارها جلو برود، در دوره نخست ریاست جمهوری به یک طرح اقتصادی رسیدیم که حاصل نشستهای متعدد متفکران اقتصادی جامعه از همه گروهها بود. خودم نیز شخصا ساعتها وقت صرف انجام آن کردم و در جلسات شرکت فعال داشتم و به جمع بندی جالبی رسیدیم که همان نیز مبنای برنامه چهارم توسعه قرار گرفت که صرف نظر از ایرادها، منسجمترین، علمی ترین و متناسب ترین برنامه با وضعیت تاریخی، اجتماعی و اقتصادی ما بود و هزاران نفر ساعت روی آن کار شد که کسی نمی تواند ادعا کند، روی آن نظر نداده است و نقش مرحوم دکتر عظیمی در این مورد بزرگ بود.
رئیسجمهور سابق کشورمان افزود: مارکس میگوید که نظام هگل، سر در زمین و پا در هوا بود و من آن را اصلاح کردم؛ صرف نظر از درستی یا نادرستی سخن مارکس، ما در برنامهریزی چنین کاری را انجام دادیم. در این نظام سیاستهای کلی را رهبری باید تعیین کنند و مسائل بر پایه آن مشخص می شود. ما پیش از تنظیم برنامهها و بودجههای سالانه در یک اقدام کارشناسی گسترده، پیشنهاد سیاستهای کلی را تقدیم ایشان میکردیم و ایشان نیز پس از نظر مجمع تشخیص مصلحت نظر نهایی را میدادم و همان مبنای کار برنامه و بودجه می شد و بنا بر آن سیاستهای اجرایی و استراتژی برنامهها و تاکتیکها و مشخص میشد.
خاتمی افزود: ما بر این باور بودیم که باید یک جهش اقتصادی در جامعه داشته باشیم و زیربنای آن باید نیز مشخص باشد. ما نمی توانیم با پول نفت که در امور جاری صرف می شود، کوچترین گامی به سوی توسعه و پیشرفت برداریم. زیرساختها باید فراهم شود. این مسأله باید بررسی شود که در هشت سال اصلاحات زیرساختهای مملکت در راه، مخابرات، نیرو و انرژی و... چقدر ساخته شد؟ بالای هزاران مگاوات برق به دولت کنونی تحویل داده شد و گمان میکنم که قراردادهای 17 هزار مگاوات را هم بسته بودیم. باید بپرسیم که آیا آن سرمایهگذاریها به نتیجه رسیده و فکر سالهای بعد شده است؟
وی تأکید کرد: در زمینه ارتباطات نیز باید گفت، وقتی بنده آمدم، 1500کیلومتر فیبر نوری به عنوان زیربنای ارتباطات کشور وجود داشت و وقتی رفتم، 53 هزار کیلومتر ایجاد شده بود و همچنین طرح تکفا و تحول در وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات و... ایجاد شد. در آن دوران، زمین خشک عسلویه به پروژه ای بزرگ تبدیل شد که حاصل جذب سرمایه و تکنولوژی خارجی و فعالیت بخش خصوصی بود. در عرصه جهانی نیز تلاش میکردیم، حرمت و عزت نظام جمهوری اسلامی و مردم ایران حفظ شود و در عین حال، مصالح اساسی کشور را در نظر داشتیم، میکوشیدیم از تنش و بحران جلوگیری شود.
خاتمی تصریح کرد: پاسخ به این که آیا در این زمینه ما موفق بودیم یا مدیریت کنونی موفقتر است، کار مشکلی نیست.
به گزارش روابط عمومی بنیاد باران، رئیس دولت اصلاحات در پاسخ به سخن یکی از دانشجویان حاضر که دوره خاتمی را دوره «گذار» نامید، اظهار داشت: گمان می کنم که صد سال است در حال گذار هستیم و اتفاقا مساله مهمی است که اگر به آن توجه نداشته باشیم، شاید دچار مشکل شویم. به نظر من اصلاحات را به آن صورت که در نظر دارم، کاملا یک تبار 150-100 ساله دارد و به این صورت است که وقتی جامعه ما که به سنتهای گذشته وابسته بود، با پدیده تمدن جدید روبهرو شد که مانند سیل همه جا را می گرفت، این کوشش صورت گرفت که در چنین فضایی، جایگاه ملت ایران مشخص شود و من اصلاحات را اصیلترین و سالمترین جریانی می دانم که در این مدت بوده است و در عین حال، مظلومترین جریان هم بود؛ البته چون جریان تازهای بوده است، از نظر تدوین مبانی تئوریک مشکل داشته است.
وی افزود: من بر این باورم که در صد سال گذشته، سه جریان سنت پرستان، غرب پرستان و اصلاح طلبان وجود داشته است؛ سنت پرستان کسانی بودند که میگفتند چشممان را بر دنیا باید ببندیم و همه این تغییرات بیگانه است و نباید بگذاریم جامعه سنتی تکان بخورد. خیال میکردند با بخشنامه و فرمان می شود جلوی آن را گرفت. در حالی که آن جریان اگر در را میبینیم، از پنجره وارد می شد. در این فضا، غرب پرستان نیز می گفتند که باید همه چیزمان را فدای این موج کنیم و خودمان را از سر تا پا و به لحاظ مادی و معنوی غربی کنیم تا بتوانیم پیشرفت کرده و از گذشته که مانع پیشرفت است، ببریم.
سیدمحمد خاتمی ادامه داد: در این میان، جریانی بود که میگفت، باید تحولات روزگار را بشناسیم، نمی توانیم در برابر آنها بی تفاوت باشیم و از دستاوردهای تمدن امروز چشمپوشی کنیم. در عین حال یک هویت داریم که عمدتا دینی است. فرهنگ ما متأثر از دین است و هم باید هویت خود را بازتعریف کنیم تا آن را حفظ کرده و هم متناسب با تحولات زمان تصمیم بگیریم و در نتیجه، جامعه ای داشته باشیم که هم دارای هویت باشد و هم از مزایای زندگی امروز بهرهمند باشد که اگر بخواهیم عمق اصلاحطلبی را بیان کنیم، اینگونه است.
رئیس بنیاد باران با اشاره با خواستههای تاریخی ملت ایران گفت: در عمق جهتگیری جامعه ما در صد سال گذشته و در تمام اقشار و طبقات استقلال، آزادی و پیشرفت به عنوان خواسته مطرح بوده است و معتقدم که اصلاحطلبان، صادقترین افرادی بودند که این شعار را می خواستند و هنر انقلاب اسلامی این بود که این خواست تاریخی را با هویت تاریخی همسو کرد.
امام (ره) گفت که از موضع دین باید این خوستهها را بخواهیم و نظام مورد توجه را جمهوری اسلامی قرار دادند. چرا خلافت اسلامی، امارت اسلامی و... را مطرح نکردند؟ زیرا در جمهوری اسلامی استقلال، آزادی و پیشرفت هر سه در آن نهفته است.
خاتمی تأکید کرد: البته باید اسلام را به گونهای ببینیم که با جمهوریت سازگار باشد و دمکراسی و جمهوریت را نیز طوری ببینیم که با معیارهای اصلی اسلام سازگار باشد و امروز اصلاحطلبان جز این نمیخواهند.
وی اظهار داشت: اگر در جمهوری اسلامی، تفکیک قوا نهفته است، اگر سازوکارهایی باشد که تفکیک قوا ایجاد نشود، جمهوری لطمه خورده است. اگر زمینه برای تأثیر رأی ملت از بین برود، جمهوری لطمه خورده است و اگر در جمهوری همه ارکان نظام (از رهبری گرفته تا دیگر بخشها) مسئولند و اعتبارشان را از مردم گرفتهاند و در مقابل آنها مسئول هم هستند، در نظام اسلامی جامعه باید مقتدر باشد و نیز آزادی در جامعه باید تأمین شود.
سیدمحمد خاتمی با تأکید بر اصل آزادی گفت: شما نمی توانید بگویید حکومت در مقابل مردم مسئول است، مردم نمیتوانند از حکومت انتقاد کنند، برخلاف برخی که با کمال بی انصافی چنین القا میکنند آزادی مورد نظر ما ولنگاری، آزادی همجنس بازی و... است، منظور ما از آزادی نقد قدرت است؛ آزادی که در قانون اساسی آمده مورد نظر ماست و این لازمه یک حکومت دمکرات است. هرکس باید بتواند ابراز نظر کند. اینکه به محض آنکه کسی علیه حکومت انتقاد کرد، بگوییم علیه منافع ملی اقدام کرده، تناقض در نظر و عمل است.
رئیس مؤسسه بینالمللی گفتوگوی فرهنگها و تمدنها ادامه داد: در یکی از سفرهای خارج از کشور وقتی از من درخواست شد که بهترین خاطرات دوران ریاست جمهوری را بیان کنم، گفتم که یکی از لذت بخشترین لحظههای زندگی من، روز شانزدهم آذر 1383 در دانشگاه تهران بود که تعدادی دانشجو اعتراض کردند و سخنان تند به زبان آوردند و البته به شکل اهانت آمیز صحبت نکردند، ولی سخت اعتراض داشتند. من خودم را پیرو امیرالمومنین میدانم که می فرماید: «مقدس نیست امتی که در او انسان ضعیف در مقابل قوی نتواند حقش را بگیرد، بدون آنکه لکنت زبان داشته باشد.»؛ یعنی قدرت نباید به گونه ای باشد که وقتی کسی میخواهد سخن بگوید، دچار لکنت شود، چه رسد به اینکه ترس از داغ و درفش و بازداشت داشته باشد. باید اینقدر امنیت باشد که فرد بتواند با اطمینان در برابر بالاترین قدرت، سخنش را بگوید. من گفتم که اطمینان دارم، کسانی که اعتراض کردند، یک ذره نگرانی از فشار یا دستگیری نداشتند؛ چه دستاوردی بالاتر از این؟
سید محمد خاتمی ادامه داد: البته من دلم می خواست، همه نظام اینگونه باشند. من رئیس جمهور بودم و در چهارچوب خودم می توانستم آزادی انتقاد را تضمین کنم. مگر می شود، جمهوری داشته باشیم و آزادی در آن نباشد؟!
رئیس سابق قوه مجریه پیرامون پیشرفت کشور گفت: ما منابع و امکانات زیادی داریم و در مقابل خدا و مردم مسئولیم که از آنها استفاده کنیم تا ملت به جایگاه خودش برسد. جایگاه ما این است که تولید، اشتغال و تأمین اجتماعی در موقعیت مناسب قرار گیرد. گاه سخن از عدالت میگوییم و آن را هم در اقتصاد صدقه ای خلاصه میکنیم. وقتی درآمدهای کشور را که باید صرف سرمایهگذاری شود، در امور جاری استفاده کنیم و تورم و نقدینگی بالا رود، فردا که نفت مصرف شد، سرمایه تجدید پذیر و مولد وجود نداشته باشد، از فقیر هم فقیرترمی شویم.
خاتمی افزود: این کارها ممکن است که به صورت مسکن موقت کاری کند، اما عدالت اقتصادی این است که بنیه اقتصادی جامعه بالا باشد و البته توزیع هم عادلانه باشد. در موضوع بهینه کردن یارانهها در سالهای دوم، سوم دوره اول ریاست جمهوری بنده تصمیم گرفته شد که از نفت و بنزین شروع کنیم و یارانهها را برداریم. ولی آن را جزو درآمد دولت به حساب نیاوریم و صرف بهبود حاملهای انرژی کنیم و بخش عمده آن را صرف تأمین اجتماعی کنیم که در این راستا، وزارت رفاه تأمین اجتماعی هم تأسیس شد. ما معتقد بودیم، هم باید سرمایهگذاری و هم به صورت زیربنایی توزیع عادلانه شود.
وی با اشاره به تأمین اجتماعی گفت: در دنیا تأمین اجتماعی مهمترین وسیله تأمین عدالت در جامعه است و به این کار باید توجه شود تا جامعه پیشرفت داشته باشد. برای این هدف هم باید سرمایهگذاری و از تکنولوژی خارجی استفاده شود و نیز باید روابط تشنج آمیز با دنیا نداشته باشیم و امکانات آنها را جذب کنیم. اگر میخواهیم، عزت داشته باشیم، نباید کسی به ایرانیها اهانت کند و اگر این را میخواهیم، باید زمینه اهانت فراهم نشود. اصلاحاتی که مورد نظر ماست، اینها را میخواهد و در عین حال، معتقدم که ما جامعه ای اسلامی هستیم و اسلام برای سعادت دنیا و آخرت است.
رئیس جمهور سابق کشورمان افزود: البته برخی تفکرات هم هست که به رأی مردم اعتقادی ندارند و جمهوری را انحراف میدانند. بنده آنها را قبول ندارم، مورد قبول امام(ره) و قانون اساسی هم نبوده است. اسلامی که بنده میخواهم، اسلام پیشرفت، توسعه، آزادی و امنیت مردم است و با اینها سازگار است و مانع آنها نیست. اگر ما در این راستا کار کرده و بتوانیم جایگاه مردم را مشخص و از حقوق آنها دفاع کنیم، باید کار کنیم، ولی اگر اصلاحطلبان ببینند که نمی توانند از این حقوق و جهات دفاع کنند، به چه دلیل وارد صحنه شوند؟
سیدمحمد خاتمی در پاسخ به پرسش دانشجویی درباره مفهوم امت و ملت گفت : به نظر من، هیچ منافاتی بین امت و ملت نیست. امت یک امر معنوی است که همه پیروان اسلام از همه مذاهب در زیر آن قرار میگیرند و اینکه امت منشأ حکومت شود، منوط به حکومت واحد جهانی است و ما به عنوان شیعه، معتقدیم که هنگام ظهور امام معصوم موید من عندالله این امر میسر میشود. بارها گفتهام، در زمان غیبت معصوم چه کسی گفته که ما رسالت مسلمان کردن و تحمیل نظام خودمان به جهان را داریم؟ حتی خود امام زمان(عج) هم چیزی را تحمیل نمیکند. در کشور ما مردم امام(ره) را دیدند و او را انسانی شجاع یافتند، به او رأی دادند و جمهوری اسلامی در کشور ایران و در چهارچوب ملت ایران شکل گرفت.
رئیس جمهور سابق کشورمان با بیان اینکه ملت ایران تنها مسلمانان را شامل نمیشود، گفت: ملت، مسیحیان، یهودیان و زرتشتیان... را هم شامل می شود که به شرط آنکه نظام را قبول داشته باشند و قصد براندازی نداشته باشند، به اندازه مسلمانان حرمت دارد. به همین دلیل است که در مجلس شورای اسلامی، اقلیتهای دینی هم حضور دارند و ممکن است آرای هر یک از آنها در تصویب یک قانون موثر باشد. این حرمتی است که نظام اسلامی برای اقلیتها قایل شده است. همچنین ملت همه اقشار را شامل می شود. مجلس شورای اسلامی، یعنی اینکه به رأی ملت و تصمیم آنها حرمت گذاشته میشود و امری اصیل است.
سید محمد خاتمی افزود: ما وظیفه داریم، این کشور را بسازیم. اگر بتوانیم الگو بسازیم، در صدور انقلاب موفق بودهایم. اگر بتوانیم به نام اسلام حکومتی بسازیم که پیشرفت اقتصادی و علمی دارد، آزادیهای اساسی در آن محترم است، بخش خصوصی آن فعال است، در ارتباط با خارج توانسته است، سرمایهها و فناوریها را جذب کند و قدرت و قوتی پیدا کرده است، بدون اینکه از اصول و مصالح دست برداشته باشد، همین الگویی برای کشورهای اسلامی و غیره میشود.
رئیس جمهور سابق کشورمان در پاسخ به پرسشی درباره پیشبینی وی از آینده سیاسی کشور گفت: اگر نظام ما هماهنگ با خواست تاریخی ملت و واقعیتهای موجود باشد، راهی که جامعه ما به سمت استقلال، آزادی، آبادانی و امنیت میرود، بسیار کم هزینهتر و سریعتر خواهد شد و اگر این ساختار متناسب با آن حرکت نباشد، هزینهها زیاد خواهد شد، ولی باور دارم، مسیر ملت با آنچه در صد ساله گذشته رفته شده، تغییری نخواهد کرد.
وی تأکید کرد: مسئولان کشور هستند که باید خود را تابع متغیری به نام «خواست تاریخی ملت» و الزامات تاریخی کنند و نه به عکس. اگر متغیر را مصلحت جامعه قرار دهیم و در راه رشد آن گام برداریم و نظام را تابع آن کنیم، خیلی سریعتر و سالمتر به مقصد می رسیم و اگر خواستیم، سلیقههای خاص را اصل بدانیم و بخواهیم که همه جامعه تابع آن باشند، ممکن است با زور و اعمال برخی سیاستها برای مدتی جلوی التهاب جامعه را بگیریم، ولی پس از مدتی مشکلات بروز میکند، زیرا مصلحت و خواست ملت متغیر واقعی است. در الگوی مورد نظر من تابع جای متغیر را نمیگیرد.
خاتمی در پاسخ به دانشجوی دیگری که نظر وی را پیرامون جنبش دانشجویی در ایران جویا شد، اظهار داشت: جنبش دانشجویی را جدا از هویت تاریخی و اجتماعی جامعه ما ندانید. روشنفکر غیردینی ما نتوانست با جامعه همزبانی پیدا کند. وی افزود: عدهای در کشور ما بودند که انسانهای خوبی بودند، اما سنتپرست بودند و زبان زمان را نمیفهمیدند و نتوانستند با چیزی که در جامعه میگذشت، همزبانی ایجاد کنند. یک نسل روشنفکر هم روی کار آمد که با سنت سازگار نبود و آن هم نتوانست با مردم ارتباط برقرار کند و وقتی متفکر جامعه ـ چه سنتی چه روشنفکر ـ نتواند همزبانی و همراهی ایجاد کند، نمی تواند هیچ تحولی را در آن جامعه، ایجاد کند.
رئیس دولت اصلاحات با بیان اینکه اصلا این ضرورت تاریخی بود که پدیدهای به نام «روشنفکری دینی» پدید آمد، گفت: روشنفکر دینی، یعنی کسی که می تواند الزامات زمان را بفهمد. در عین حال به مبانی هویت جامعه وفادار است و روشنفکران دینی کسانی هستند که بیشتر میتوانند این همزبانی را با متن جامعه در حال تحول ایجاد کنند. البته روشنفکران دینی نتوانستند، زبان مدونی بیابند و اتفاقا روشنفکران غیر دیندار چون آبشخورهای غربی داشتند، خیلی مدونتر می توانند بحث کنند. سنتیها هم چون ریشه در تفکر هزارساله گذشته دارند، منسجمتر می توانند فکر و رفتار کنند.
سیدمحمد خاتمی با طرح این پرسش که آیا اگر کسی در حکومت نباشد، می تواند در جامعه حضور داشته باشد، گفت: آیا صدای ما به یک پنجاهم جامعه می رسد؟ در مقابل، رسانه ملی که باید فراتر از جناح بندیها باشد، در تلاش برای تخریب یک جریان و توجیه جریان دیگر است.
وی افزود: در کشورهای جهان سوم، نوعا یا باید در حکومت بود و یا در اپوزیسیون که سرکوب میشود و در گوشهای که کسی صدایشان را نشنود و این یک تناقض سنگین، ولی حل شدنی است.
به گزارش روابط عمومی بنیاد باران رئیس جمهور سابق کشورمان در پایان این دیدار که با سخنان و پرسشهای دانشجویان همراه بود، گفت: جنبش دانشجویی ما پیرو وضعیت تاریخی ماست و معتقد نیستم که جنبش دانشجویی قوام یافتهای داشتهایم. حرکتهایی بوده است و همانگونه که روشنفکران وقتی مجالی می یابند، به جان هم میافتند، در جنبش دانشجویان هم بیشتر از درون ضربه خوردهایم. لطمه درونی هم سبب شده که محدودیتها از ناحیه بیرون بیشتر شود و در عین حال معتقدم، دانشجویان مظلومترین بخش جامعه ما هستند و اگر بتوانند متفکرانه وضعیت خود را بازخوانی کنند، آینده بهتری خواهند داشت.
به گزارش روابط عمومی بنیاد باران، حجت الاسلام والمسلمین سیدمحمد خاتمی در این دیدار در پاسخ به پرسش دانشجویی درباره نظام برنامهریزی و اقتصاد کشور اظهار داشت: در مورد اینکه گفته شده که ما مجبور شدهایم، برای رسیدن به اهداف، سیاستها را تغییر دهند، باید ببینیم که با این تغییر سیاستها، چقدر به اهداف موردنظر نزدیک یا به چه میزان از آنها دور شدیم.
رئیس بنیاد باران تأکید کرد: به نظر میرسد رسیدن به اهداف برنامههای سند چشم انداز بیست ساله کشور، دور از دسترس است و گمان میکنم با شرایط کنونی به آن نخواهیم رسید. آیا نباید فکری کنیم که از آنچه امروز هستیم، به شدت عقب نیفتیم؟ با روندی که هم اکنون داریم، رسیدن به اهدافی که داشتیم، مانند رشد بالای 8 درصد و این که در سال 1404 بزرگترین قدرت علمی، فنی و اقتصادی منطقه باشیم، دور از تصور است و نمیگویم این روند با سوءنیت بوده و ممکن است با حسن نیت و به قصد خدمت بوده باشد، ولی حاصل کار مطلوب نیست؛ من معتقدم که این تغییر سیاستها و روشها، ما را از آن اهداف دور کرده است.
سید محمد خاتمی در پاسخ به این پرسش که جهتگیری اقتصادی دولت وی چه بوده است، گفت: من گمان میکنم، در عین حال که با احتیاط می خواستیم کارها جلو برود، در دوره نخست ریاست جمهوری به یک طرح اقتصادی رسیدیم که حاصل نشستهای متعدد متفکران اقتصادی جامعه از همه گروهها بود. خودم نیز شخصا ساعتها وقت صرف انجام آن کردم و در جلسات شرکت فعال داشتم و به جمع بندی جالبی رسیدیم که همان نیز مبنای برنامه چهارم توسعه قرار گرفت که صرف نظر از ایرادها، منسجمترین، علمی ترین و متناسب ترین برنامه با وضعیت تاریخی، اجتماعی و اقتصادی ما بود و هزاران نفر ساعت روی آن کار شد که کسی نمی تواند ادعا کند، روی آن نظر نداده است و نقش مرحوم دکتر عظیمی در این مورد بزرگ بود.
رئیسجمهور سابق کشورمان افزود: مارکس میگوید که نظام هگل، سر در زمین و پا در هوا بود و من آن را اصلاح کردم؛ صرف نظر از درستی یا نادرستی سخن مارکس، ما در برنامهریزی چنین کاری را انجام دادیم. در این نظام سیاستهای کلی را رهبری باید تعیین کنند و مسائل بر پایه آن مشخص می شود. ما پیش از تنظیم برنامهها و بودجههای سالانه در یک اقدام کارشناسی گسترده، پیشنهاد سیاستهای کلی را تقدیم ایشان میکردیم و ایشان نیز پس از نظر مجمع تشخیص مصلحت نظر نهایی را میدادم و همان مبنای کار برنامه و بودجه می شد و بنا بر آن سیاستهای اجرایی و استراتژی برنامهها و تاکتیکها و مشخص میشد.
خاتمی افزود: ما بر این باور بودیم که باید یک جهش اقتصادی در جامعه داشته باشیم و زیربنای آن باید نیز مشخص باشد. ما نمی توانیم با پول نفت که در امور جاری صرف می شود، کوچترین گامی به سوی توسعه و پیشرفت برداریم. زیرساختها باید فراهم شود. این مسأله باید بررسی شود که در هشت سال اصلاحات زیرساختهای مملکت در راه، مخابرات، نیرو و انرژی و... چقدر ساخته شد؟ بالای هزاران مگاوات برق به دولت کنونی تحویل داده شد و گمان میکنم که قراردادهای 17 هزار مگاوات را هم بسته بودیم. باید بپرسیم که آیا آن سرمایهگذاریها به نتیجه رسیده و فکر سالهای بعد شده است؟
وی تأکید کرد: در زمینه ارتباطات نیز باید گفت، وقتی بنده آمدم، 1500کیلومتر فیبر نوری به عنوان زیربنای ارتباطات کشور وجود داشت و وقتی رفتم، 53 هزار کیلومتر ایجاد شده بود و همچنین طرح تکفا و تحول در وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات و... ایجاد شد. در آن دوران، زمین خشک عسلویه به پروژه ای بزرگ تبدیل شد که حاصل جذب سرمایه و تکنولوژی خارجی و فعالیت بخش خصوصی بود. در عرصه جهانی نیز تلاش میکردیم، حرمت و عزت نظام جمهوری اسلامی و مردم ایران حفظ شود و در عین حال، مصالح اساسی کشور را در نظر داشتیم، میکوشیدیم از تنش و بحران جلوگیری شود.
خاتمی تصریح کرد: پاسخ به این که آیا در این زمینه ما موفق بودیم یا مدیریت کنونی موفقتر است، کار مشکلی نیست.
به گزارش روابط عمومی بنیاد باران، رئیس دولت اصلاحات در پاسخ به سخن یکی از دانشجویان حاضر که دوره خاتمی را دوره «گذار» نامید، اظهار داشت: گمان می کنم که صد سال است در حال گذار هستیم و اتفاقا مساله مهمی است که اگر به آن توجه نداشته باشیم، شاید دچار مشکل شویم. به نظر من اصلاحات را به آن صورت که در نظر دارم، کاملا یک تبار 150-100 ساله دارد و به این صورت است که وقتی جامعه ما که به سنتهای گذشته وابسته بود، با پدیده تمدن جدید روبهرو شد که مانند سیل همه جا را می گرفت، این کوشش صورت گرفت که در چنین فضایی، جایگاه ملت ایران مشخص شود و من اصلاحات را اصیلترین و سالمترین جریانی می دانم که در این مدت بوده است و در عین حال، مظلومترین جریان هم بود؛ البته چون جریان تازهای بوده است، از نظر تدوین مبانی تئوریک مشکل داشته است.
وی افزود: من بر این باورم که در صد سال گذشته، سه جریان سنت پرستان، غرب پرستان و اصلاح طلبان وجود داشته است؛ سنت پرستان کسانی بودند که میگفتند چشممان را بر دنیا باید ببندیم و همه این تغییرات بیگانه است و نباید بگذاریم جامعه سنتی تکان بخورد. خیال میکردند با بخشنامه و فرمان می شود جلوی آن را گرفت. در حالی که آن جریان اگر در را میبینیم، از پنجره وارد می شد. در این فضا، غرب پرستان نیز می گفتند که باید همه چیزمان را فدای این موج کنیم و خودمان را از سر تا پا و به لحاظ مادی و معنوی غربی کنیم تا بتوانیم پیشرفت کرده و از گذشته که مانع پیشرفت است، ببریم.
سیدمحمد خاتمی ادامه داد: در این میان، جریانی بود که میگفت، باید تحولات روزگار را بشناسیم، نمی توانیم در برابر آنها بی تفاوت باشیم و از دستاوردهای تمدن امروز چشمپوشی کنیم. در عین حال یک هویت داریم که عمدتا دینی است. فرهنگ ما متأثر از دین است و هم باید هویت خود را بازتعریف کنیم تا آن را حفظ کرده و هم متناسب با تحولات زمان تصمیم بگیریم و در نتیجه، جامعه ای داشته باشیم که هم دارای هویت باشد و هم از مزایای زندگی امروز بهرهمند باشد که اگر بخواهیم عمق اصلاحطلبی را بیان کنیم، اینگونه است.
رئیس بنیاد باران با اشاره با خواستههای تاریخی ملت ایران گفت: در عمق جهتگیری جامعه ما در صد سال گذشته و در تمام اقشار و طبقات استقلال، آزادی و پیشرفت به عنوان خواسته مطرح بوده است و معتقدم که اصلاحطلبان، صادقترین افرادی بودند که این شعار را می خواستند و هنر انقلاب اسلامی این بود که این خواست تاریخی را با هویت تاریخی همسو کرد.
امام (ره) گفت که از موضع دین باید این خوستهها را بخواهیم و نظام مورد توجه را جمهوری اسلامی قرار دادند. چرا خلافت اسلامی، امارت اسلامی و... را مطرح نکردند؟ زیرا در جمهوری اسلامی استقلال، آزادی و پیشرفت هر سه در آن نهفته است.
خاتمی تأکید کرد: البته باید اسلام را به گونهای ببینیم که با جمهوریت سازگار باشد و دمکراسی و جمهوریت را نیز طوری ببینیم که با معیارهای اصلی اسلام سازگار باشد و امروز اصلاحطلبان جز این نمیخواهند.
وی اظهار داشت: اگر در جمهوری اسلامی، تفکیک قوا نهفته است، اگر سازوکارهایی باشد که تفکیک قوا ایجاد نشود، جمهوری لطمه خورده است. اگر زمینه برای تأثیر رأی ملت از بین برود، جمهوری لطمه خورده است و اگر در جمهوری همه ارکان نظام (از رهبری گرفته تا دیگر بخشها) مسئولند و اعتبارشان را از مردم گرفتهاند و در مقابل آنها مسئول هم هستند، در نظام اسلامی جامعه باید مقتدر باشد و نیز آزادی در جامعه باید تأمین شود.
سیدمحمد خاتمی با تأکید بر اصل آزادی گفت: شما نمی توانید بگویید حکومت در مقابل مردم مسئول است، مردم نمیتوانند از حکومت انتقاد کنند، برخلاف برخی که با کمال بی انصافی چنین القا میکنند آزادی مورد نظر ما ولنگاری، آزادی همجنس بازی و... است، منظور ما از آزادی نقد قدرت است؛ آزادی که در قانون اساسی آمده مورد نظر ماست و این لازمه یک حکومت دمکرات است. هرکس باید بتواند ابراز نظر کند. اینکه به محض آنکه کسی علیه حکومت انتقاد کرد، بگوییم علیه منافع ملی اقدام کرده، تناقض در نظر و عمل است.
رئیس مؤسسه بینالمللی گفتوگوی فرهنگها و تمدنها ادامه داد: در یکی از سفرهای خارج از کشور وقتی از من درخواست شد که بهترین خاطرات دوران ریاست جمهوری را بیان کنم، گفتم که یکی از لذت بخشترین لحظههای زندگی من، روز شانزدهم آذر 1383 در دانشگاه تهران بود که تعدادی دانشجو اعتراض کردند و سخنان تند به زبان آوردند و البته به شکل اهانت آمیز صحبت نکردند، ولی سخت اعتراض داشتند. من خودم را پیرو امیرالمومنین میدانم که می فرماید: «مقدس نیست امتی که در او انسان ضعیف در مقابل قوی نتواند حقش را بگیرد، بدون آنکه لکنت زبان داشته باشد.»؛ یعنی قدرت نباید به گونه ای باشد که وقتی کسی میخواهد سخن بگوید، دچار لکنت شود، چه رسد به اینکه ترس از داغ و درفش و بازداشت داشته باشد. باید اینقدر امنیت باشد که فرد بتواند با اطمینان در برابر بالاترین قدرت، سخنش را بگوید. من گفتم که اطمینان دارم، کسانی که اعتراض کردند، یک ذره نگرانی از فشار یا دستگیری نداشتند؛ چه دستاوردی بالاتر از این؟
سید محمد خاتمی ادامه داد: البته من دلم می خواست، همه نظام اینگونه باشند. من رئیس جمهور بودم و در چهارچوب خودم می توانستم آزادی انتقاد را تضمین کنم. مگر می شود، جمهوری داشته باشیم و آزادی در آن نباشد؟!
رئیس سابق قوه مجریه پیرامون پیشرفت کشور گفت: ما منابع و امکانات زیادی داریم و در مقابل خدا و مردم مسئولیم که از آنها استفاده کنیم تا ملت به جایگاه خودش برسد. جایگاه ما این است که تولید، اشتغال و تأمین اجتماعی در موقعیت مناسب قرار گیرد. گاه سخن از عدالت میگوییم و آن را هم در اقتصاد صدقه ای خلاصه میکنیم. وقتی درآمدهای کشور را که باید صرف سرمایهگذاری شود، در امور جاری استفاده کنیم و تورم و نقدینگی بالا رود، فردا که نفت مصرف شد، سرمایه تجدید پذیر و مولد وجود نداشته باشد، از فقیر هم فقیرترمی شویم.
خاتمی افزود: این کارها ممکن است که به صورت مسکن موقت کاری کند، اما عدالت اقتصادی این است که بنیه اقتصادی جامعه بالا باشد و البته توزیع هم عادلانه باشد. در موضوع بهینه کردن یارانهها در سالهای دوم، سوم دوره اول ریاست جمهوری بنده تصمیم گرفته شد که از نفت و بنزین شروع کنیم و یارانهها را برداریم. ولی آن را جزو درآمد دولت به حساب نیاوریم و صرف بهبود حاملهای انرژی کنیم و بخش عمده آن را صرف تأمین اجتماعی کنیم که در این راستا، وزارت رفاه تأمین اجتماعی هم تأسیس شد. ما معتقد بودیم، هم باید سرمایهگذاری و هم به صورت زیربنایی توزیع عادلانه شود.
وی با اشاره به تأمین اجتماعی گفت: در دنیا تأمین اجتماعی مهمترین وسیله تأمین عدالت در جامعه است و به این کار باید توجه شود تا جامعه پیشرفت داشته باشد. برای این هدف هم باید سرمایهگذاری و از تکنولوژی خارجی استفاده شود و نیز باید روابط تشنج آمیز با دنیا نداشته باشیم و امکانات آنها را جذب کنیم. اگر میخواهیم، عزت داشته باشیم، نباید کسی به ایرانیها اهانت کند و اگر این را میخواهیم، باید زمینه اهانت فراهم نشود. اصلاحاتی که مورد نظر ماست، اینها را میخواهد و در عین حال، معتقدم که ما جامعه ای اسلامی هستیم و اسلام برای سعادت دنیا و آخرت است.
رئیس جمهور سابق کشورمان افزود: البته برخی تفکرات هم هست که به رأی مردم اعتقادی ندارند و جمهوری را انحراف میدانند. بنده آنها را قبول ندارم، مورد قبول امام(ره) و قانون اساسی هم نبوده است. اسلامی که بنده میخواهم، اسلام پیشرفت، توسعه، آزادی و امنیت مردم است و با اینها سازگار است و مانع آنها نیست. اگر ما در این راستا کار کرده و بتوانیم جایگاه مردم را مشخص و از حقوق آنها دفاع کنیم، باید کار کنیم، ولی اگر اصلاحطلبان ببینند که نمی توانند از این حقوق و جهات دفاع کنند، به چه دلیل وارد صحنه شوند؟
سیدمحمد خاتمی در پاسخ به پرسش دانشجویی درباره مفهوم امت و ملت گفت : به نظر من، هیچ منافاتی بین امت و ملت نیست. امت یک امر معنوی است که همه پیروان اسلام از همه مذاهب در زیر آن قرار میگیرند و اینکه امت منشأ حکومت شود، منوط به حکومت واحد جهانی است و ما به عنوان شیعه، معتقدیم که هنگام ظهور امام معصوم موید من عندالله این امر میسر میشود. بارها گفتهام، در زمان غیبت معصوم چه کسی گفته که ما رسالت مسلمان کردن و تحمیل نظام خودمان به جهان را داریم؟ حتی خود امام زمان(عج) هم چیزی را تحمیل نمیکند. در کشور ما مردم امام(ره) را دیدند و او را انسانی شجاع یافتند، به او رأی دادند و جمهوری اسلامی در کشور ایران و در چهارچوب ملت ایران شکل گرفت.
رئیس جمهور سابق کشورمان با بیان اینکه ملت ایران تنها مسلمانان را شامل نمیشود، گفت: ملت، مسیحیان، یهودیان و زرتشتیان... را هم شامل می شود که به شرط آنکه نظام را قبول داشته باشند و قصد براندازی نداشته باشند، به اندازه مسلمانان حرمت دارد. به همین دلیل است که در مجلس شورای اسلامی، اقلیتهای دینی هم حضور دارند و ممکن است آرای هر یک از آنها در تصویب یک قانون موثر باشد. این حرمتی است که نظام اسلامی برای اقلیتها قایل شده است. همچنین ملت همه اقشار را شامل می شود. مجلس شورای اسلامی، یعنی اینکه به رأی ملت و تصمیم آنها حرمت گذاشته میشود و امری اصیل است.
سید محمد خاتمی افزود: ما وظیفه داریم، این کشور را بسازیم. اگر بتوانیم الگو بسازیم، در صدور انقلاب موفق بودهایم. اگر بتوانیم به نام اسلام حکومتی بسازیم که پیشرفت اقتصادی و علمی دارد، آزادیهای اساسی در آن محترم است، بخش خصوصی آن فعال است، در ارتباط با خارج توانسته است، سرمایهها و فناوریها را جذب کند و قدرت و قوتی پیدا کرده است، بدون اینکه از اصول و مصالح دست برداشته باشد، همین الگویی برای کشورهای اسلامی و غیره میشود.
رئیس جمهور سابق کشورمان در پاسخ به پرسشی درباره پیشبینی وی از آینده سیاسی کشور گفت: اگر نظام ما هماهنگ با خواست تاریخی ملت و واقعیتهای موجود باشد، راهی که جامعه ما به سمت استقلال، آزادی، آبادانی و امنیت میرود، بسیار کم هزینهتر و سریعتر خواهد شد و اگر این ساختار متناسب با آن حرکت نباشد، هزینهها زیاد خواهد شد، ولی باور دارم، مسیر ملت با آنچه در صد ساله گذشته رفته شده، تغییری نخواهد کرد.
وی تأکید کرد: مسئولان کشور هستند که باید خود را تابع متغیری به نام «خواست تاریخی ملت» و الزامات تاریخی کنند و نه به عکس. اگر متغیر را مصلحت جامعه قرار دهیم و در راه رشد آن گام برداریم و نظام را تابع آن کنیم، خیلی سریعتر و سالمتر به مقصد می رسیم و اگر خواستیم، سلیقههای خاص را اصل بدانیم و بخواهیم که همه جامعه تابع آن باشند، ممکن است با زور و اعمال برخی سیاستها برای مدتی جلوی التهاب جامعه را بگیریم، ولی پس از مدتی مشکلات بروز میکند، زیرا مصلحت و خواست ملت متغیر واقعی است. در الگوی مورد نظر من تابع جای متغیر را نمیگیرد.
خاتمی در پاسخ به دانشجوی دیگری که نظر وی را پیرامون جنبش دانشجویی در ایران جویا شد، اظهار داشت: جنبش دانشجویی را جدا از هویت تاریخی و اجتماعی جامعه ما ندانید. روشنفکر غیردینی ما نتوانست با جامعه همزبانی پیدا کند. وی افزود: عدهای در کشور ما بودند که انسانهای خوبی بودند، اما سنتپرست بودند و زبان زمان را نمیفهمیدند و نتوانستند با چیزی که در جامعه میگذشت، همزبانی ایجاد کنند. یک نسل روشنفکر هم روی کار آمد که با سنت سازگار نبود و آن هم نتوانست با مردم ارتباط برقرار کند و وقتی متفکر جامعه ـ چه سنتی چه روشنفکر ـ نتواند همزبانی و همراهی ایجاد کند، نمی تواند هیچ تحولی را در آن جامعه، ایجاد کند.
رئیس دولت اصلاحات با بیان اینکه اصلا این ضرورت تاریخی بود که پدیدهای به نام «روشنفکری دینی» پدید آمد، گفت: روشنفکر دینی، یعنی کسی که می تواند الزامات زمان را بفهمد. در عین حال به مبانی هویت جامعه وفادار است و روشنفکران دینی کسانی هستند که بیشتر میتوانند این همزبانی را با متن جامعه در حال تحول ایجاد کنند. البته روشنفکران دینی نتوانستند، زبان مدونی بیابند و اتفاقا روشنفکران غیر دیندار چون آبشخورهای غربی داشتند، خیلی مدونتر می توانند بحث کنند. سنتیها هم چون ریشه در تفکر هزارساله گذشته دارند، منسجمتر می توانند فکر و رفتار کنند.
سیدمحمد خاتمی با طرح این پرسش که آیا اگر کسی در حکومت نباشد، می تواند در جامعه حضور داشته باشد، گفت: آیا صدای ما به یک پنجاهم جامعه می رسد؟ در مقابل، رسانه ملی که باید فراتر از جناح بندیها باشد، در تلاش برای تخریب یک جریان و توجیه جریان دیگر است.
وی افزود: در کشورهای جهان سوم، نوعا یا باید در حکومت بود و یا در اپوزیسیون که سرکوب میشود و در گوشهای که کسی صدایشان را نشنود و این یک تناقض سنگین، ولی حل شدنی است.
به گزارش روابط عمومی بنیاد باران رئیس جمهور سابق کشورمان در پایان این دیدار که با سخنان و پرسشهای دانشجویان همراه بود، گفت: جنبش دانشجویی ما پیرو وضعیت تاریخی ماست و معتقد نیستم که جنبش دانشجویی قوام یافتهای داشتهایم. حرکتهایی بوده است و همانگونه که روشنفکران وقتی مجالی می یابند، به جان هم میافتند، در جنبش دانشجویان هم بیشتر از درون ضربه خوردهایم. لطمه درونی هم سبب شده که محدودیتها از ناحیه بیرون بیشتر شود و در عین حال معتقدم، دانشجویان مظلومترین بخش جامعه ما هستند و اگر بتوانند متفکرانه وضعیت خود را بازخوانی کنند، آینده بهتری خواهند داشت.






